على محمدى خراسانى

103

شرح رسائل (فارسى)

هم وظيفه‌اش تصديق المخبر الثقة او العدل است در اين اخبارش و بيش از اين نيست . 2 - باب وعظ و اتعاظ كه شأن وعاظ و يا راوى بما هو واعظ و در مقام وعظ است يعنى واعظ در مقام موعظه مردم را نسبت به آنچه مىدانند و عمل نمىكنند موعظه مىكند و هشدار مىدهد و آنان را از ترك واجب و ارتكاب حرام برحذر مىدارد و مىترساند و امر به معروف مىكند و نهى از منكر مىنمايد و متعظ هم وظيفه‌اش حذر و تخوّف است . 3 - باب ارشاد و استرشاد كه شأن فقيه و مجتهد نسبت به عوام الناس و مقلدين او است كه آقاى مجتهد و مرشد در مقام ارشاد جاهل ، مقلد را كه به وظيفه‌اش آشنا نيست و واجب و حرام نمىشناسد او را ارشاد نموده و آگاه مىسازد و بدين‌وسيله او را انذار مىكند مثلا مىگويد : ايها المستفتى بدان كه فلان امر واجب است مبادا تركش كنى و الّا كيفر خواهى شد و يا فلان امر حرام است و مبادا مرتكب شوى . . . و مقلّد يا مسترشد هم وظيفه دارد اين فتوا را گرفته و ترتيب اثر دهد و از حرام بپرهيزد و به واجبات جامه عمل بپوشد . حال اگر آيهء شريفه مىگفت : ليخبروا قومهم . . . لعلهم يقبلون او يستخبرون او يصدقون و . . . شما مىتوانستيد از اطلاق آيه استفاده نموده و حجيت خبر واحد را اثبات كنيد و آيه به درد هر سه باب مىخورد ولى آيه فرموده : لينذروا قومهم . . . . لعلهم يحذرون و انذار اخص از اخبار است زيرا كه انذار در مقابل تبشير است و تبشير يعنى ابلاغ يك حقيقت همراه با بشارت و مژدگانى و انذار يعنى الابلاغ مع التخويف كه اين تخويف و ترسانيدن در آن معتبر است و متقابلا حذر يعنى تخوف و ترسيدن از آن ابلاغيه و اين معنا مخصوص وعاظ است كه در مقام وعظ و امر به معروف و نهى از منكر مردم را انذار مىكنند و مخصوص مرشدين است كه در مقام ارشاد جاهل آنان را انذار